KIM V

Part 30

ا.ت:

انقدر غرق لذت بودم که اهمیت ندادم چیه و خودم پیچ و تاب میدادم


تهیونگ ویو

تهیونگ: داشتم از طعم وانیل توت فرنگی بیبیم لذت میبردم اخه چرا همه چیزش انقدر خوشمزه است

به وضوح لذت بردنشو میدیدم
و خودمم غرق در لذت میشدم

که یهو پاهاشو دورم حلقه کرد د*یکم که تحریک شده بود با این حرکت لای با*سن پنبه ای ا.ت قرار گرفت

اما مثل اینکه متوجه نشد وگرنه تا الان کلی جیغ و داد میکرد

منم بیخیال کنار زدن دی*کم همونطور سینه های خوشمزه بیبی خوشگلم می خوردم

ا.ت از لذت پیچ و تاپ میخورد و د*یکم با این حرکت توسط ب*اسنش مالش داده بشه بی اختیار ناله مردونه ای کردم

چند دقیقه بعد احساس کردم دارم میام نیپلش گاز گرفتم که از درد و لذت بدنشو منقبض کرد که فشار بیشتری به د*یکم اومد و کام شدم

هر دو نفس نفس میزدیم و بیشتر می خواستیم ولی فعلا تا دو روز دیگه باید صبر کنم

تهیونگ: بهتر شدی توت فرنگی؟

ا.ت: با خجالت سرمو تکون دادم و گفتم
ممنون تهیونگ

تهیونگ: آخ قربون خانومم بشم وظیفم بود و به خودمم خوش گذشت بیبی

ا.ت: چند دقیقه تو آب موندیم بعد همونطور که تهیونگ بهم چسبیده بود از آب بیرون اومدم
تهیونگ: از خجالت سرشو گذاشته بود تو گردنم کیوتی
رفتم سمت تخت سنگی تشک روشن کردم گرم بشه

و ا.ت رو روش خوابوندم سریع دستشو گذاشت رو پایین تنه و سینه هاش

از حرکتش خندیدم و محکم لپشو بوسیدم
توله كيوت
گفتم: بیبی تا الان داشتم سینه قشنگت رو میخوردم مخفی کردن نداره کیوتی
با تخسی گفت: اون برای اون موقع بود

دوباره بلند خندیدم اومد بزنم که چشمش افتاد به دیک*م چشمای درشت عسلیش باز مونده بود بود

بعد ازینکه از هنگی در اومد جیغ کشید و گفت:

چرا این انقدر بزرگه وای بی حیا یه چیز بپوش

بعد شروع کرد غر زدن الهه ماه من قراره جر بخورم ، اصلا این غول واردم میشه

از خنده داشتم میمردم فکر کنم یادش رفته بود من اینجام دیگه نتونستم تحمل کنم پریدم روش صورتش بوسه بارون کردم و یه گاز محکم از لباش گرفتم
ا.ت: تهیونگ چرا یهو وحشی میشی ای لبمو کندی

تهیونگ: از بس کیوتی توله و دوباره شروع کردم بوسیدن و خوردن لبای خوشمزش

دیگه خودشم تسلیم شده بود میخندید ازش فاصله گرفتم بهش نگاه کردم

لباش پف کرده بود صورتش هم از خنده قرمز
ای جان دلم چطور من تا الان بدون تو زندگی کردم
توله دمر بخواب الان میام

رفتم سمت کمد یه حوله تن پوش پوشیدم یکی هم برای ا.ت برداشتم

روغن بنفشه و روغن نارگیل هم برداشتم

زانوم دو طرفش رو تخت گذاشتم روغن بنفشه رو تنش ریختم شروع کردم ماساژ دادن

ا.ت: آه تهیونگ خیلی خوبه پایین تر

تهیونگ: اینجا بیبی درد میکنه دستم گذاشتم ما بین کمرش و با*سنش شروع کردم ماساژ دادن

ا.ت: آه اره همین جاست یواش تهیونگ درد میگیره
تهیونگ : من از نیم قدرتمم استفاده نمیکنم بیبی

ا.ت: خب از بس قوی دستت عشقم برای من همینم انگار داره له میشه استخوانم

بدنش انقدر سفیده که هر جا ماساژ دادم قرمز شده همینطور داشتم ماساژ میدادم به با*سنش رسیدم

دو تا فشار دادم که نالش در اومد از کمر تا نوک پاش رگ گیری کردم و ماساژ دادم و تمام

تهیونگ: بیبی بچرخ یکم از این روغن نارگیل به سینت بزنم چرخید دستشو گذاشت رو عضوش كيوت

روغن نارگیل ریختم سینش هم ماساژ دادم
تهیونگ: بالاخره تمام شد بلند شو بیبی قشنگم

کمکش کردم تن پوش پوشید رفتیم سمت لباس ها لباسم پوشیدم برگشتم دیدم هنوز درگیر شلوارش

خندم گرفت دیدم یه گاز ب*اسن سمت راستش کم داره رفتم نشستم یه گاز محکم گرفتم که جیغش رفت هوا

ا.ت: تهیونگ جان ب*اسنم سوراخ کردی وحشی

خندیدم بلند شدم شلوارش رو کشیدم بالا و بستمش

تهیونگ : بریم ا.ت؟

ا.ت: بریم
...
ویو ا.ت
برگشتیم جشن تمام شده بود
رفتیم سمت خونه که دیدیم همه خشمگین نشستند و به ما نگاه می کنند
جین :کدوم گوری بودید نمیگید دلم هزار راه رفت
تهیونگ تو که هیچی به جهنم ، تو کجا بودی ا.ت؟
ا.ت :خب چیز اوممم گشنم بود ضعف کردم تهیونگ بردم درمانگاه
خودمم از دروغی که گفتم موندم
ولی خب مثل اینکه باور کردند
اما شین هه به طوری نگاه میکرد که اره خر خودتی
جین: بمیرم برات حتما به خاطر تغییرات بدنت هست بشین براتون غذا بیارم با تهیونگ نشستیم تا جین غذا بیاره دستشو از زیر میز رو رونم گذاشت و فشار داد
سرشو کنار گوشم آورد و گفت:
شیطونک خوب جمع کردی قضیه رو
پشت چشمی نازک کردم و گفتم:
ما اینیم دیگه هنوز مونده منو خوب بشناسی اقا
دیدگاه ها (۳۳)

KIM V

KIM V

KIM V

KIM V

تک پارتیا/ت_جینسلام من ا/ت هستم ۲۴ سالمه با جین تازه ازدواج ...

《برادره ناتنیم》(پارت ۵)ویو ا/تمن همون جا خشکم زده بود که افت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط